روز شمارخاطرات I
دیگه روزهای آخر بدون لحظه ای فکر کردن بهت نمیگذشت. یا .... برا چک آپ های آخر و یه سری آزمایشات دکتربودیم ویا خرید یه سری وسایل متفرقه باقیمونده مبله کردن اتاقت که خرید سرویس خواب وپرده وفرش و...بود وهمینطور لباسهاو اسباب بازی ها و ...رو با مامان جون انجام دادیم و ماه آخر هم باباودایی توسفرشون به دوبی باقی وسایل رو خریدن ومخصوصا یه هلیکوپتر و ماشین فراری کنترلی از نمایندگی فراری برات خریدن که بیشترخودشون براش ذوق دارن وازطرفی چون+١٤ هستش واحتمال میدم تااونوقع نذارن سالم بمونه تصویرشون رو تو پست عکسهات وعکسهای اتاقت گذاشتم تاحدااقل یادگاری بمونه وهمه چی خوب ...
نویسنده :
مامان و بابا
5:48



